تبلیغات
دلتنگی های من
دلتنگی های من
همه دلتنگی ها هم غمگین نیستن!
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط ریحانه شکیب


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط ریحانه شکیب

اسمش دلتنگی هاست اما از شادی ها هم نوشتم، از دلتنگی هایی که دلیلشون شادی آفرینه و یا باعث شادی می شن هم نوشتم، اما گاهی دلتنگی ها فقط دلتنگین بدون اینکه دلیل یا شادی و غمشون رو بدونی!

---------------------------------------------------------------------------------------------------

دلم تنگه از این همه نا مردمی ها، از این همه نامرادی ها که دامن بشریت رو گرفته، دلم تنگه از آدمی ای که خودش رو رها دیده و به جولان اومده، سر سرگشی داره و ادعای خدایی!!!!!!!!

آدمی ای که حتی نمیتونه گاهی، کوچکترین دردهاشو درمان کنه انقدر حتی تو شناختن خودش ناتوانه که نظریه هاش درباره خودش و اجتماعش یکی یکی زمین می خورن!!!!!

دلم گرفته از اونایی که مردم رو بازی می دن و دست آخر همه رو احمق حساب می کنن، از اونایی که می زنن می کوبن و دست آخر خودشون رو بانی آبادانی می دونن، از اونایی که قذافی ها رو مبارک هارو ملک فهد هارو و...مثل عروسکای خیمه شب بازی می چرخونن و قهقهه مستانه از قدرت دوروزه دنیارو سر می دن و خیال زرنگی می کنن غافل از اینکه مکار واقعی مکر کرده براشون تا بار هیزمشون رو بیشتر کنن! خدا هممون رو هدایت کنه و بیامرزه!

دلم گرفته از اونایی که باخبر از گرسنگی مردم پولای میلیاردی بالا می کشن و ...

دلم گرفته از رئیس جمهوری که با همه خوبیهاش داره تو چاه میفته شاید....

دلم گرفته از خودم که هنوز نادونم انقدر که هیچ کاری نمی تونم تو این گوشه دنیا برا حتی رفع دلتنگی خودم بکنم!!!!!!!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

خدایا! خدای مهربونم تو این ناتوانی ها و ندونستن ها و دست کوتاهی ها به تو پناه میارم از تموم خودخواهی ها و غرورها؛ به تو پناه میارم از نفسمف از شیفتگی هاییکه جز سراشیبی های سقوط نیستن؛ به تو پناه میبرم از دل نازکی ها و دل نازکی ها و دل نازکی ها

خدایا! به تو پناه می برم از شیطان رانده شده



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 توسط ریحانه شکیب

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد

باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر

که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب

روضه های کبود طشت طلا

در نگاه ترت تداعی شد

آری آن لحظه ماتم قلبت

بی کسی های عمه زینب بود

قاتلت زهر کینه ها ، نه نه !

روضه خیزرانی لب بود

 

برگرفته از تبیان

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب

به غریب نوازی دعوتید

غریـب نــوازی ...



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب

آرام در رثای خودم گریه می‌کنم
در مجلس عزای خودم گریه می‌کنم

زانو بغل گرفته و مانند کودکان
لج می‌کنم برای خودم، گریه می‌کنم

چونان مسافری که کسی نیست خویش او
چون چشمه پشت پای خودم گریه می‌کنم

پیش چراغ‌های جهان سرخ می‌شوم
از شرم چشم‌های خودم گریه می‌‌کنم

بسیار ساده‌ام من آواره، مدتی است
با یاد روستای خودم گریه می‌کنم

ای دل عجیب خسته‌ام از درد مردمان
امشب فقط به ‌جای خودم گریه می‌کنم

                            علی محمد مودب

 

برگرفته از آیات غمزه



نوشته شده در تاریخ شنبه 7 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب


نوشته شده در تاریخ جمعه 6 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


نوشته شده در تاریخ جمعه 6 خرداد 1390 توسط ریحانه شکیب

قلب مثل یه دریاچه یخ زده است که نمیشه با کفش یا با پا ی بدون کفش روش راه رفت فقط کسایی می تونن توی قلب راه برن که اسکیت بلد باشن اما اسکیت فقط با خراش یخه که به پیش می ره.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

دوست داشتن بزرگ ترین ضایعه هارو برا روح به وجود میاره همون طور که بزرگترین چیزهارو بهش یاد میده.



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط ریحانه شکیب

 

                                    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

 

برای دردهای تو گریه نمی کنم

برای زخم های تو نمی نالم

برای غربتت می گریم

برای قَدرَت که ناشناخته است

برای قلب پاره پاره از گناه خودم می گریم که تو را از من...نه! مرا از تو دور کرده است

برای چشمان ناپاکم می گریم که ...

برای گام های سستم  که یارای یاری فرزندت را ندارد

گویی فرزندت، ولایت فرزندت امانتی است نزد من و من چه بد امانت داری !

دعا کن خداوند شفا دهد قلب بیمار، چشمان نالایقم را

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 توسط ریحانه شکیب

-دلم گرفته اما نمی خوام به کسی یا چیزی نسبتش بدم حتی اگه دلیلی داشته باشه شاید دلم برا دلتنگی های بی دلیل تنگ شده که گاه و بی گاه بیان سراغت و به بازی بگیرن این قلبی رو که گاهی حتی حسش نمی شه کرد از بس به ناپاکی می زنه

-دوست داشتن و دلبستگی به اونایی که دوسشون داری بزرگ ترین اثرشون بعد از فراموشی خودت، وابستگیه وقتی دوس داری چاره ای جز دوس داشتن نداری و امان از لحظاتی که جدایی فرا می رسه اونوقت برا کوچکترین چیز حتی بهونه گیری های خواهرت مهر بی صدای برادرت مامان بزرگیه خواهر دیگت و ... و... دلت تنگ می شه

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط ریحانه شکیب

به نام او

این جا همه دل ها عاشق اند

این جا همه دل ها عاشق اند و همه تن ها غریب

این جا تپش قلب ها را می شنوم و گرمای اشکها را درمی یابم

این جا بغضی نشسته بر گلو ...گلوی هر تنی

این جا دست ها به آسمان است ، لب ها با آسمان

این جا پاها مانده اند، اما نه به جرم نا همدردی، نه به جرم نا همدلی، نه به جرم خواب

این جا پاها مانده اند به فرمان رهبر

و آماده اند، کفش ها از پولاد به پا

                 کفن ها بر تن

                 سینه ها سپر

                 و چشم ها به راه   گوش ها به زنگ  

                 تا کی گاهِ فریاد برآید تا این بغض نشکفته به ثمر نشیند

                تا این قلب ها در پیوند میدان جنگ آرام گیرند

                تا کی فرمان رهبر رسد که گاهِ جنگ است برادر

خواهرم! برادرم! شهیدم!   این جا نه در نشستن صلحم، نه در آسایش خانه

                                    این جا به درد نشسته ام، به سوگ

                                    به دردِ ظلم، به سوگِ جوانمردی

به سوگِ تو خواهرم برادرم که گلوله های داغ میهمان سینه گرمت شدند،به پاسخ فریادی بر زمهریر ستم

به دردِ ظلمی نشسشته ام که خانه ات را ویران می کند و به داغت می نشاند و از تو جز سکوتی مطیعانه نمی خواهد

خواهرم! برادرم! اگر جسمم در کنارت جان نمی دهد بدان که روحم بارها و بارها می میرد در کنارت؛ بدان فرمان ولایت است که باید میهمان سرزمین سکوت باشم تا دشمن تمام جبهه ظلم را در برابرمان نگشاید و تمام اسلام عزیزمان را قربانی گام های شومش نکند

همرزمم! امروز تو در صف مقدمی و من در صفوف به همفشرده دعا فقط!

هم رزمم! می جنگم به آه سردِ قلبِ گرم در میدانِ دانش و اگر روزی رهبر فرمان دهد با پای شوق، با سر اطاعت، سینه سپر خواهم کرد در برابر دوستانِ گرگ

اللهم عجل لولیک الفرج



نوشته شده در تاریخ شنبه 20 فروردین 1390 توسط ریحانه شکیب
میلاد نور مبارک

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 فروردین 1390 توسط ریحانه شکیب

سکوت هم حتی گاهی چاره ساز نیست غوغای درون را

خداوندا بنگر که چگونه به گنگی زاده گشتم  بنگر که چگونه این آفریده هایت حتی فریاد سکوت را در نمی یابند

آه زین همه ....

...زین همه انسان...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

سکوت سینه ام را می شکافد و درون پرغوغایم را به سخره می گیرد

جرقه های آتش فکر را به دامان دلِ داغدیده می نهد و سوزِ انتظار را به آن می دمد تا جاودانه بسوزد و به خاکستر بدل کند این پیرِ جوان را و افسوس...

                                       افسوس که ققنوسی از این خاکستر برنخواهد خواست



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 فروردین 1390 توسط ریحانه شکیب

عاشقی در هوس نمی گنجد
آسمان در قفس نمی گنجد


عشق یعنی عقاب خاطر ما
زیر بال مگس نمی گنجد


باده خواریم و رند و شیوه ما
در خیال عسس نمی گنجد


دلم انگشتری ست خونالود
که به انگشت کس نمی گنجد


عطر این غنچه معمایی
در سر خار و خس نمی گنجد


بر نگینی که عین دلتنگی ست
نام فریادرس نمی گنجد


بی نفس می کنیم یاد لبش
گرچه این جا نفس نمی گنجد


منم و عشق و خلوتی که در آن


هیچکس، هیچکس نمی گنجد

 

سید حسن حسینی



(تعداد کل صفحات:8)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار